باران مالکیباران مالکی، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

باران من

100 روز رویایی

  عزیز دلم باورم نمیشه که 100 روز رویایی کنار شما گذشت چقدر از هر لحظه اش لذت برم فقط خدا می داند و بس گذشت این 100 روز بهانه ای شد برای کیک خوری  اینم یک کیک مامان پز ...
26 مرداد 1393

لباسهای باران

عزیزم بابایی خیلی با سلیقه است عاشق خرید کردنه حتی بیشتر لباسهای منم خودش به تنهایی میره بازار میخره چون بازار دوستهای زیادی داره یه روز که رفته یود بازار با کلی لباس برگشت که منم یه روز خونه رو تبدیل به اتلیه کردم با همشون ازت عکس گرفتم ...
16 مرداد 1393

پارک لاله

عربرم منو و بابایی تصمیم گرفتیم برای اولین بار تو را به پارک ببریم و برای بار اول شما را به پارک لاله بردیم شما انقدر ذوق کرده بودی و مدام درختا رو نگاه میکردی ...
4 مرداد 1393

سر باران

  راستش شما یه قرمزی پشت سرت داری که اولش من فکر میکردم که ماه گرفتگی است ولی دکتر گفت که خیلی از نوزاد ها این رو دارند  که بعد از یک مدت کم رنگ می شود و از بین می رود حالا خدا رو شکر مال شما پشت سرته اینجا عکسش رو برات میزارم   ...
1 تير 1393

تولد مامان مرجان

عزیزم امسال موقع تولدم خیلی خوشحال بودم چون امسال شما رو داشتم کنارم شما هم مثل همیشه خوشگل و خانم شده بودی اون روز ما به خونه مامانی رفتیم چون راستش تولد من و مامان سودابه و بابا قیدر تو یک روزه جالب نیست اگه تو 33 رود دیرتد دنیا می امدی تولد شما هم با ما یکی میشد اون روز بابایی بهم یک گردنبند که اسمم به انگلیسی بود رو بهم داد مامان سودابه هم برام جارو شارژی دسته بلند گرفت تا اگر شما اشغال ریختی باهاش راحت باشم و مدام جارو برقی نکشم مامان مینا هم بهم 100 پول داد خالها هم نفری 50 بهم دادند کی میشه که شما برای من کادو بخری  اینم عکس شما تو روز تولده ...
23 خرداد 1393

اندازه پا

عزیزم اینجا برایت عکسی ازکف پایت رو گذاشتم که ببینی روزگاری چقدر کوچک بودی و همیشه شکرگذار نعمتهای پروردگار باشی   ...
19 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باران من می باشد