باران مالکیباران مالکی، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

باران من

لوس کردن باران

شما عزیز دل مامانی اخه امروز عشق کردم نه شیر میخواستی نه بقل به زبون بی زبونی بهم گفتی که بشن من سرمو رو بزارم روی پات و کارتون ببینم منم موهاتو ناز میکردم انقدر خوشت امد که نگو اخه دختر قشنگم هر روز که میگذره منو بیشتر با کارهات به سمت خودت جلب میکنی و نمیدونی چه لذتی با تو میبرم   ...
2 آذر 1393

حکایت 200 روزگی خانم گل

  عزیز دلم باورم نمیشه انگار همین دیروز بود که دنیا امده بودی چقدر کوچک بودی اما الان ماشاا... برای خودت خانمی شدی توپولوی من قربونت اون لبختدت برم من امروز هم طبق تصمیمات هر صده برات کیک پختم این یه چیز کیک که حتما بعدا مثل خودم دوستش خواهی داشت بابایی که خیلی دوست داشت ...
24 آبان 1393

غذا خوردن باران

  عزیزم وقتی برای اولین بارغذا خوردی خیلی خوشحال شدم که شما اینقدر بزرگ شدی حسابی با هم خوش گذروندیم راستش شما برام یه دنیا عشقی منم واقعا دلم میخوام که از تمام لحظات با شما بودن لذت ببرم چون معتقدم که هیچ گاه شما دوباره به دوران بچگی برنمیگردی پس میگذارم هنگام غذا خوردن لذت ببری از لذت شما منم لذت می برم عشقم مهم نیست تا دلت میخواد خودتو کثیف کن لباسهاتو کثیف کن و از لحظاتت لذت ببر راستش فرذای اولین بار که غذا خوردی از بابایی خواستم که به شما غذا بدهد و کیف کند از غذا خوردن غذا دادن به شما وقتی 6 ماهه شدی دکتر گفت برای شما برای 15 روز اول فقط سوپ ماهیچه و 15 روز دوم به ناهارت شام که سوپ بلدرچین است را هم اضافه کردی راستش...
20 آبان 1393

پسونک خوردن باران

عزیزم شما اصلا پسونک و شیشه شیر دوست نداری فقط چند بار پسونک گرفتی اینم یادگاری همان چند باره   اینجا مراحل پسونک گرفتنت رو  از دستم میزارم   ...
17 آبان 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باران من می باشد