روزهای از شیر گرفتن
اینجا باید بگم خیلی بهم سخت گذشت مامانی نمیدونم که از کجا شروع کنم نه در مورد از شیر گرفتنت که اصلا درباره خودم بعد از تولد بابایی من چهارشنبه به دلیل مشکل کلیه ام که از اردیبهشت درگیرش بودم رفتم دکتر که خدا رو شکر فهمیدم مشکلم رفع شده ولی اونجا بود که فهمیدم که جای کورتونهایی که به کمرم زدم بعد از زایمان شما ابسه کرده باید اوژانسی عمل جراحی کنم و یک شبانه روز هم در بیمارستان بمانم خشکم زد از دکترم مهلت گرفتم بیام خونه اخه شما تا بحال تنها نموندی بدون من و حال بدون من و بدون شیر بچه ای که نه شیشه میگیره و نه پسونک وای خدای من من مونده بودم و کوله باری از فکر و نگرانی دکتر با مسولیت خودم گفت برو خلاصه چه بر من...
نویسنده :
مامان مرجان
15:47








