روزهای ابانی 94(آموزشها)
گل قشنگم این روزها انقدر شیرین شدی که حد نداره دیگه کاملا مستقل شدی تمام حرفهام رو کاملا می فهمی و حرفهای خودتم دست و پا شکسته که نه خیلی بهتر از این اصطلاح بهم می فهمونی خیلی از لغات رو که بهت می گیم یا خودت ازمون شنیدی می گی که من و بابایی باورمون نمی شه یک خاطره جالب من عاشق پاستیل هستم اگر از نوع خرسی هم که باشه که دیگه هیچی مثل همیشه که داشتم پاستیل می خوردم یهو امدی بدون اینکه بهت یاد داده باشم گفتم مامان پاستیل من یکی در اوردم و تو سریع گفتی سرسه (منظورت خرسه) من و بابایی شکه شده بودیم و باورمون نمیشد که شما انقدر باهوش باشی البته توی پرانتز بگما مامانم من خیلی باهات فلش کارت و سی دی و کتاب کار می کن...
نویسنده :
مامان مرجان
21:40









