باران مالکیباران مالکی، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

باران من

یادگیری کامل ABCD وشمارش اعداد به انگلیسی و فارسی تا ۱۰

بارانم وقتی که شروع کردم به اموزشت هیچ گاه فکر نمیکردم به این زودی یاد بگیری من حروف رو ۴ تا ۴ تا یا ۳ تا ۳تا بهت یاد میدادم به این طریق که برات میخوندم و تو هم میشنیدی و به طور غیر مستقیم یاد میگرفتی  تا اینکه خودت به طور کامل دیگه با من زمزمه کردی و یاد گرفتی اخه کدوم بچه میتوته توی این سن این حروف رو یاد بگیره تازه فقط اینها نیست که به شما یاد دادم که اعداد و شمارش رو هم یاد بگیری هم فارسی هم انگلسی رو تا ۱۰  به اینطریق که کنارتاسباب بازی ها پرچم خیابون ها رو که عاشقشی  و خلاصه غیر مستقیم و اینکه شما مثل همیشه ناامیدم نکردی وزودی یاد گرفتی دوستت دارم 
31 خرداد 1395

صحبت کردن در دو سالگی

شما خیلی خوب و کامل صحبت میکنی و کاملا جمله ها رو بهم وصل میکنی الان شعرهایی رو بلدی مثل یه روز یه اقا خرگوشه .یه توپ دارم .پشت خونه هاجر.و کلا گاهی هم خودت ادای منو در میاری و با خودت زمزمه میکنی  انقدر هم شیرین زبون و با محبتی که نگو یه روز یهو بهم در مقابل کاری که برات انجام داده بودم گفتی مرجان دورت بگردم  فرداش دوباره مثل قبل در قبال کاری که انجام دادم بهم گفتی مرجان دردت به جونم بهت یا دادم که تا ۷ میشماری بعد یه مکث میکنی میگی ۸.۹.۱۰  حروف لاتین رو تا G میگی الان هم ور حال یادگیری ادامش هستی تمام کناب داستاناتو هم مثل من توضیح میدی تمام لغات رو درست تلفظ میکنی غیر از اینهایی که اینجا برات مینویسم  یخچ...
21 خرداد 1395

کردان اولین بار دیدن دریاچه

یک روز با بابا جان به قول خودت رفتیم کردان شما اونجا انقدر خانم بود ی که نگو برای بار اول هم بود که دریاچه میدی . مراحل ابراز ارادت شما به بابا جان انقدر با محبتی که نگو چه محبت زبانی چه عملی . وقتی شما قصد داری سلفی بندازی ...
19 خرداد 1395

دریاچه چیتگر 95

سه تایی رفتیم در یاچه البته چون شما انقدر خانمی که زود می خوابی تا رسیدن به اونجا خوابیدی بعد بیدار شدی البته باید بگم که ما دیگه اونجا نمیریم واقعا افتضاح بود از همه لحاظ ...
13 خرداد 1395

روزهای مطبوع بهاری و پارک

این روزها که هوا خوبه شما رو یک روز در میون میبرم پارک انقدر دختر قدر شناسی هستی که نگو هر بار که پامونو از در کوچه بیرون میزاریم انقدر ازم تشکر می کنی و بوسم می کنی که خودم شرمنده میشم می گی مامانم ممنون که منو اوردی بیرون ممنون که منو اوردی پارک دخترم خدا رو شکر که خدا لیاقت مادری تو رو به من داد . عزیزم قربون اون خوشگلت برم من این کلاه خوشگل رو هم از ترکیه برات اوردم ...
9 خرداد 1395

اتلیه دو سالگی باران

من برای 31 فروردین وقت اتلیه گرفته بودم شما هم مثل همیشه تاکید می کنم مثل همیشه خانم بودی و همکاری کردی منم از عکسها برای پس زمینه میز تولدت برای طراحی تم تولدت و کارت تشکر استفاده کردم   ...
8 خرداد 1395

تولد دو سالگی باران گلی

'گل قشنگم دوباره روزهای از پی هم گذشتند و سالروز زمینی شدنت فرا رسید نمیدونم که چطور می تونم دو سال عاشقی رو توی چند کلمه جا بدم اینو همیشه گفتم بازم می گم واقعا نمیدونم که زندگی قبل تو اصلا چطوری بوده واقعا دنیا بدون تو اصلا و اصلا ارزشمند نبوده و نیست گل قشنگم طبق روال جشنهای گذشته ات تمام کارهای تولد از طراحی تا اجرا رو خودم برات انجام دادم حتی  و گیفت و کیک و کاپ کیک و .. تمامشو با عشق وقت گذاشتم و برات درست کردم برای هر یک دونه از گلهای پس زمینه ات روزها زحمت کشیدم برای کیکت به تنهایی به غیر از مراحل پخت فقط برای تزیینش حدود8 ساعت بدون یک لحظه نشستن وقت گذاشتم برای وصل کردن وسایل با بابایی روز قبل مراسم سه ...
7 خرداد 1395

روزهای قبل از تولد دو سالگی

گل قشنگم ثانیه شمار تولدت داره به اخرش نزدیک می شه ما هم بی صبرانه منتظر دیدن نتایج زحماتمون هستیم این روزها همه چی تو خونمون حال هوای تولد داره مثلا لباس شب تنت می کنم و باهات هر روز رقص تمرین می کنم شما هم که قربونت برم برخلاف بقیه بچها  با سرو صدا بسیار خوبی و عاشق اینی که چراقها رو خاموش کنم رقص نور محبوبتو بزنم و شروع به نانای کنی بابایی چند وقت پیش مدل جدید رقص رو هم بهت یاد داد که دستاتو می بری بالا می چرخونی . اینم تیپ شماست قبل رفتن به مهمانی سالگدر ازداواج خاله بابایی که این لباس خوشگلتو و کیف و کفشتو از ترکیه برات اوردم . اینجا در حال دادن غذا به فرزندانت هستی یعنی نوه جانمهای من . تو...
5 خرداد 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باران من می باشد